«ال سفاتی» (Al Sefati)، مدیر یک آژانس بازاریابی، در تحلیلی از وضعیت فعلی این صنعت میگوید: «نمیخواهم تعارف کنم. کسبوکار کند شده است.» او توضیح میدهد که پس از صحبت با دیگر همکاران و مدیران آژانسهای بازاریابی، متوجه شده که این یک مشکل شخصی نیست، بلکه یک چالش فراگیر در کل صنعت است.
حقیقت این است که صنعت بازاریابی در یک نقطه عطف قرار گرفته است. نیروهایی که در حال بازآفرینی این حوزه هستند، صرفا عوامل خارجی نیستند؛ بلکه ساختاری هستند. تغییرات اقتصادی، تحولات ناشی از هوش مصنوعی، روندهای جدید در حوزه استعدادها و انتظارات در حال تغییر مشتریان، اساسا نحوه ارایه ارزش در این صنعت را دگرگون کردهاند.
طوفان سهمگین: کاهش بودجهها همزمان با افزایش انتظارات
شاخصهای اقتصادی مدتی است که زنگ خطر را به صدا درآوردهاند. تورم پایدار، تعرفههای گمرکی و عدم قطعیت در تجارت بینالمللی، مدیران بازاریابی را برای تعهدات بلندمدت محتاط کرده است. در نتیجه، برندها در حال کاهش یا مسدود کردن هزینههای خود هستند و بر اثبات ارزش هر دلار هزینه شده تاکید دارند.
این فشار مستقیما به آژانسهای بازاریابی منتقل شده است. دیگر ارایه گزارش پیشرفت کافی نیست. مشتریان میخواهند تاثیر مستقیم فعالیتهای بازاریابی را بر فروش و رشد بلندمدت کسبوکار خود ببینند. این به معنای کاهش تمایل به آزمونوخطا و تمرکز بیشتر بر عملکرد و نتیجهگرایی است.
چالشهای جدید در دنیای بازاریابی: از هوش مصنوعی تا قوانین حریم خصوصی
علاوه بر فشارهای اقتصادی، چندین عامل دیگر نیز آژانسهای بازاریابی را به چالش میکشند:
ظهور هوش مصنوعی: هوش مصنوعی اکنون میتواند محتوا و کد تولید کند، عملکرد را تحلیل کرده و کمپینها را بهینهسازی کند. بسیاری از خدماتی که زمانی آژانسها برایشان هزینه بالایی دریافت میکردند، اکنون توسط نرمافزارهای خودکار یا تیمهای داخلی انجام میشود. آژانسها برای بقا باید چیزی را ارایه دهند که هوش مصنوعی قادر به انجام آن نیست: تفکر استراتژیک، تجربه دنیای واقعی، داستانسرایی ظریف و اجرای هوشمندانه.
تخصصگرایی اجباری: دوران آژانسهای همهفنحریف به پایان رسیده است. مشتریان به دنبال شرکای بسیار متخصصی هستند که صنعت آنها را عمیقا درک کنند. آژانسها دیگر نمیتوانند صرفا متخصصان اجرایی باشند؛ آنها باید بینش، زمینه بازار و تفکر خلاقانهای را ارایه دهند که در داخل شرکت مشتری یافت نمیشود.
پیچیدگیهای حریم خصوصی و سئو: با قوانین جدید مانند GDPR و منسوخ شدن کوکیها، روشهای سنتی ردیابی و هدفگیری مخاطبان در حال از بین رفتن است. از سوی دیگر، نتایج جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی مانند Google SGE، نحوه مصرف اطلاعات توسط کاربران را تغییر داده است. در چنین فضایی، تولید محتوای انبوه دیگر کافی نیست و آژانسها باید به مشتریان کمک کنند تا محتوای اصیل و باکیفیت تولید کنند.
جنگ بر سر استعدادها: جذب و نگهداری استعدادهای برتر (استراتژیستها، طراحان و تحلیلگران) بسیار پرهزینه شده است، در حالی که مشتریان برای کاهش هزینهها فشار میآورند. این موضوع حاشیه سود آژانسها را به شدت کاهش داده است.
مسیر پیش رو: چگونه آژانسهای بازاریابی میتوانند خود را بازآفرینی کنند؟
با وجود این چالشها، راه برای ادامه فعالیت باز است. آژانسها برای موفقیت در این دوران جدید باید رویکرد خود را تغییر دهند. تاکید باید بر نتایج ملموس تجاری باشد، حتی اگر کنترل کاملی بر تمام مراحل اجرایی وجود نداشته باشد. شفافیت در ابتدای همکاری، تعیین دقیق محدوده پروژه و مدیریت انتظارات مشتری، حیاتی است.
سال ۲۰۲۵ دیگر مانند گذشته نیست. این سال، زمان چابکی، تمرکز بر ارزشمندترین قابلیتها و بازگشتی به یادگیری است. آژانسهایی که بتوانند خود را با هوش مصنوعی و دیگر روندهای جدید وفق دهند و یک مدل کسبوکار پایدارتر بسازند، نه تنها زنده میمانند، بلکه رشد خواهند کرد.
دیدگاهتان را بنویسید