با ورود به سال ۲۰۲۶، تغییرات بنیادین در دنیای رسانه به اوج خود رسیده است. برندهای پیشرو دیگر به روشهای سنتی بازاریابی رشد اکتفا نمیکنند، بلکه در جهانی که «توزیع محتوا» حرف اول را میزند، در حال بازتعریف قواعد بازی هستند. این تحول تحت تأثیر ظهور بازیگران جدیدی همچون «ساباستک» (Substack)، پلتفرم «تیکتاک شاپ» (TikTok Shop) و تغییر رفتار نسل زدآلفا در جستجوی محصولات رخ داده است.
در این واقعیت جدید، کتابچههای قدیمی روابط عمومی و بازاریابی در حال از هم پاشیدن هستند. به گفته «لورن کلاینمن» (Lauren Kleinman)، کارشناس حوزه رسانه، آنچه جایگزین روشهای قدیمی میشود، رویکردی عملکردمحور و بهشدت وابسته به شبکههای توزیع است.
تحول در روابط عمومی و افیلیت مارکتینگ
در سال ۲۰۲۶، یک تیتر خبری جذاب به تنهایی ارزشی ندارد؛ آنچه مهم است، مسیر حرکت آن خبر است. تیمهای روابط عمومی دیگر تنها به دنبال انتشار خبر در رسانههای بزرگ نیستند، بلکه روی «اثرات ثانویه» تمرکز میکنند. خبری که در یک خبرنامه معتبر در «ساباستک» منتشر شود و سپس توسط هوش مصنوعی در نتایج جستجو خلاصه شود، بسیار ارزشمندتر از مقالهای است که در یک وبسایت بزرگ منتشر شده اما هیچ بازدیدی دریافت نمیکند.
از سوی دیگر، «افیلیت مارکتینگ» (Affiliate Marketing) از یک کانال ساده برای فروش، به یک اکوسیستم رسانهای تبدیل شده است. نویسندگان مستقل و ناشران تخصصی نظیر «جوآنا گادرد» (Joanna Goddard) اکنون از لینکهای افیلیت برای تجاریسازی توصیههای مورد اعتماد خود استفاده میکنند. برندها نیز بودجه خود را از شرکای کمارزش به سمت صداهای مورد اعتمادی سوق میدهند که بر جستجوهای انسانی و مبتنی بر هوش مصنوعی تأثیر میگذارند.
ظهور اینفلوئنسرهای سردبیر در ساباستک
اقتصاد اینفلوئنسری در حال بلوغ است. مخاطبان دیگر به پستهای تبلیغاتی یکباره توجهی ندارند و به دنبال افرادی هستند که نقش «سردبیر» را ایفا میکنند. اینفلوئنسرها در سال ۲۰۲۶ به جای تبلیغ صرف، به کیوریتور یا انتخابگر محصولات تبدیل شدهاند.
در این میان، «ساباستک» به مرکز استراتژیهای نوین بازاریابی تبدیل شده است. این پلتفرم با بیش از ۵ میلیون اشتراک پولی، به فضایی تبدیل شده که نویسندگان رسانههای بزرگی مانند «نیویورکر» (The New Yorker) یا «آلور» (Allure) در آن مستقیماً با مخاطب در ارتباط هستند. برندها دریافتهاند که حضور در این خبرنامهها نه تنها اعتبار ایجاد میکند، بلکه درآمد واقعی و قابل اندازهگیری به همراه دارد.
ضرورت یکپارچهسازی استراتژیهای بازاریابی
بزرگترین تغییر ساختاری در سال ۲۰۲۶، حذف نگاه جزیرهای به بازاریابی است. برندها دیگر نباید روابط عمومی، افیلیت و اینفلوئنسر مارکتینگ را در بخشهای جداگانه مدیریت کنند. همپوشانی این حوزهها به قدری زیاد شده که نیاز به یک «استراتژی توزیع واحد» دارند.
در دنیای جدید، تبلیغات پولی (Paid Media) دیگر به تنهایی کارساز نیست، بلکه وظیفه آن تقویتِ اعتبار و تاییدیههایی است که برند از شخص ثالث (مانند سردبیران یا اینفلوئنسرهای معتبر) دریافت کرده است. مدیران بازاریابی باید بدانند که موفقیت در سال ۲۰۲۶ در گروی خلق محتوای بیشتر نیست، بلکه در گروی توزیع هوشمندانه و تکرار داستان برند از زبان افراد مورد اعتماد است.